تبليغاتX
خبرگزاری دزک
پیام تفتان
پیام تفتان

حتما نامم برای همگان آشناست بلوچستان این خطه پر گهر ایران زمین از من به عنوان نماد استقامت و پایداری مردم خونگرمش یاد می کند و آسمان کویر نیز به قامت برافراشته و سفیدپوشم می بالد. و تنها ستاره درخشان و عالمتاب سرزمین زیبای کویرم . و فرزندان محبوب و مظلومم با لبانی خشک و دست و پای ترک خورده که بار فقر و محرومیت را بر دوش می کشند از وقار و کمربند سپیدم که با تمام جسارت و شهامت بر میان بسته ام درس امید خواهند گرفت زیرا به آنان آموخته ام تا کمر همت و مردانگی را مانند من که در صحرای گرم و سوزان بالیده ام و ابهت و شکوهم بیش از پیش روزافزون است محکم ببندند و آوازه غیرت و روحیه بلوچ را در سراسر گیتی پهناور بلند و محفوظ دارند.

و آرمان و آرزویم این است که روزی کلمه تحمیلی و شوم "محرومیت" را از جوار نام گرانبهای بلوچستان بزدایند. چشمه های خنک و زلالم که نماد پاکی و قلب لطیف مردم بلوچ است شعر زیبای حافظ شیراز را به ذهن بینندکان خوش ذوق می رساند که با کلک خیال انگیز و زبان شیرینش زمزمه می کند: 

       چشم حافظ زیر بام قصر آن حوری سرشت     شیوه جنات تجری تحتها الانهار داشت 

 و آبشارهای زیبایم که هر بیننده را انگشت به دهان می کنند را آرزو می کنم که روزی پذیرای مهمانان و جهان گردان بی شمار آنچنان که شایسته و بایسته است باشند تا مایه شادابی و روشنی دیده دل آنان باشد .نخلستان های کویرم نیز نمادی از استقامت و صبر مردم بلوچ و نشانی از عشق و وفاداری آنان به خاک وطن است که ضرب المثل بلوچی "وای وطن و هشکین دار" را تصدیق می کند. دریای مکرانم نیز نمادی از پاکی و گذشت و بخشندگی مردم مهمان نوازم را به تصویر می کشد. 

   آری من تفتانم:

در سر آب دارم و در دل آتش 

    در باطن ناز دارم و در ظاهر خواهش

در دریایی نشسته ام که آن را کران نیست

  به جان من دردیست که آن را درمان نیست

 دیده من بر چیزی آمد که آن را زبان نیست  

 خصمان گویند که این سخن زیبا نیست 

خورشید نه مجرم ار کسی بینا نیست 

                                  

آری!  اگر از دور یا نزدیک به من نگاه کنید صحنه برآمدن دود  که از بالای سرم به فلک سر کشیده است را می بینید و شعر زیبای:

 صبحدم چون کله بندد آه دود آسای من

چون شفق در خون نشیند چشم خون پالای من 

 را به خاطرتان می آورد این دود نماد و نشان چیست ؟ درست حدس زده اید این دود چیزی نیست جز اندوه و آه سرد از ظلم و ستمی که بر فرزندانم روا می دارند و آنها را بدون دلیل بدون هیچ جرم و گناهی به زندان می اندازند شکنجه می کنند به شهادت می رسانند آنهایی را که جز مصلحت خیر خواهی و خدمت به وطن به مردم محروم قصدی ندارند . آنهایی که به قال الله و قال الرسول مشغول اند بندگان نیک وشایسته اند اهل حق اند آموخته اند که جز راست نباید گفت صبر و استقامت را نیز چشیده اند پهلوانان و جان نثاران راه عدالت اند مبارزه با ظلم و بی عدالتی رفع تبعیض بیداری مردم و مسئولین را پیشه خود ساخته اند فرزندان غیور و شجاع من اند که به خاک وطن عشق می ورزند استخوان های پوسیده انگلیسی ها در دره "نالک"سنگان خاش و زمین گیر شدن پرتغالی ها در تیس گواهان زنده ای برای این مدعا هستند اما این فرزندان به تعبیر قرآن "بای ذنب قتلت" به کدامین گناه کشته میشوند یا به قول حافظ شیراز:

در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کانجا    سرها بریده بینی بی جرم و بی جنایت 

آری دکتر احمد سیاد به کدامین گناه شهید شد مولوی عبدالملک چرا؟ و صدها نفر دیگر و شاید نویسنده این سطور نیز.
جوان عزیز شهید مظلوم "یعقوب مهرنهاد" که خبر شهادت او در زندان "زاهدان" پس از شکنجه های بی رحمانه جامعه اهل سنت سرزمین بلوچستان و بالاخص شهر "زاهدان" را که از نزدیک شاهد تلاش های بی وقفه و خالصانه وی در جهت خدمت به مردم بلوچ چیز دیگری نبود را شوکه کرد. و این خبر باور نکردنی در شهریورماه 87 تیر زهرآلودی بود که از سوی کوردلان و تندروها بر قلب مردم بلوچ نشست . بلوچستان یاد او را گرامی خواهد داشت. روحش شاد و راهش مستدام خوهد بود.

امروزه جامعه جهانی به سوی کشف حقیقت پیش می رود دروغ و سانسور دیگر جایگاهی ندارد به بهانه های واهی و پوچ و برچسب های بی مورد فرزندان بلوچ کشته می شوند از امکانات آموزشی و رفاهی محروم می شوند و مسئولین امر غافل از این اند که این امور نه به سود مملکت بلکه به ضرر دولت و ملت است و رفلکس منفی خواهد داشت.
چرا که همین افراد محروم روزی به سیم آخر خواهند زد و زمینه نا امنی را فراهم می آورند و مایه آسیب خواهند بود .
و ای ملت بلوچ جه کسانی به داد این مظلومین خواهد رسید ؟؟!!

از خواب گران خواب گران خواب گران خیز        کاشانه ما رفت به تاراج غمان خیز

آری سرزمین بلوچستان شانس وجود چنین افرادی و زورگویان تب و توان وجود این افراد را ندارند . اما اینان با اهدای خون خود به همگان آموختند که مردان مقاوم و لاله های سرخی بودند که در کویر بالیدند .

"مهر نهاد" دبیر انجمن صدای عدالت را همه می شناختند که جوانی خدمت گزار بود که برای اشاعه فرهنگ بلوچ تلاش نمود و فقدان او تنها غیبت کالبد اوست و اندیشه روشنش همچون اندیشه "مسعود هاشمزهی" به یادگار خواهد ماند چرا که:

    مرد نکونام نمیرد هرگز            مرده آنست که نامش به نکویی نبرند

و اینانند که در مدحشان باید گفت :

از شمار دو چشم  یک تن کم    از شمار خرد هزاران بیش 

تقدیم به همه آنان که قلبشان برای بلوچستان می تپد

نصر المبین

|+|نوشته شده در پنجشنبه دوم آبان 1387 ساعت 4:43 توسط حمیدرضا |

آخرین نوشته ها
معرفی آدرس جدید خبرگزاری دزک
وزیر سابق بلوچستان: ایران با به شهادت رساندن ملا سلیم امنیت مرزش را از بین برد
شعر سروده شده توسط مولانا خیر شاهی (حفظه الله) در زندان
پیام تفتان
در پاسخ به توهینهای وبلاگی.
قلعه کنت در بلوچستان
وزیر سابق بلوچستان: ایران با به شهادت رساندن ملا سلیم امنیت مرزش را از بین برد
خاطرات آقای حمیدالدین ملازهی
جدیدترین مزدور رژیم رسوا شد
اطلاعیه جدید جنبش مقاومت مردمی ایران